سهم پدر در رشد و تربیت فرزندان
فراتر از نانآوری
خبرتبریز:سیزدهم رجب، زادروز فرخنده علی(ع) به عنوان روز پدر و روز مرد نامگذاری شده است. در این روز فرزندان خُرد و بزرگ و مادرانِ همراه و همدل از پدران فداکار و شکیبا و مردان تلاشگر و بیادعا، با پیامهایی گرم و مهربانانه و هدیههایی نمادین و جذاب تجلیل و سپاسگزاری میکنند.
در کنار این نکوداشتهای شایسته و سزاوار، آنچه نادیده گرفته شده است آگاه کردن پدران نسبت به نقش بیهمتایشان در رشد و تربیت فرزندان و در نتیجه افزایش بهروزی و سرمایه اجتماعی جامعه است.
در این نوشتار، در چهارچوب پژوهشهای روانشناختی به این مسئله میپردازیم، به این امید که مراکز آموزشی و علمی، رسانههای جمعی و نهادهای حاکمیتی، به صورت جدی و مستمر به آن اهتمام ورزند.
غیبت پدر در نظریه روانکاوی
نظریه روانکاوی فروید نخستین و جامعترین نظریه شخصیت است که نهتنها در روانشناسی و روانپزشکی، بلکه بر دیگر حوزههای علوم انسانی و نیز برداشت ما از ماهیت انسان تأثیر عظیمی داشته است.
نظریه روانکاوی ارتدکس به شدت مردسالارانه است. فروید «دختر کوچولوها» را «پسرهای شکستخورده» و زنان بزرگسال را مردان اختهشده میدانست! و تأکید میکرد که تفاوتهای زنان و مردان ناشی از اختلافات کالبدی است و نمیتواند با تجربههای جامعهپذیری توجیه شود. از دید او مادران مسبب بسیاری از اختلالهای روانی فرزندان خود هستند. ارزشهای مردانه طبقه بالای اجتماعی، معدود بودن زنان روانکاو در محفل فروید و تلاش برای محدود کردن قدرت و جایگاه زنان ریشه در این گفته معروف فروید داشت که «عوامل زیستشناختی سرنوشت ما را رقم میزنند».
با وجود این همه توجه به مردانگی؛ در نظریه فروید سهم پدران در فرایند رشد فرزندان کمرنگ و فرعی است. تجلیل همزمان از قدرت و مرجعیت پدری و به حاشیه راندن پدران از تاروپود زندگی خانوادگی در آثار روانکاوان بعدی، از کلاین گرفته تا لاکان، تناقض مردسالارانه را مفهومسازی کرده است. به گفته لوئیس و اُبراین: «تناقض مردسالاری این است که در حالی که یک پدر ممکن است رئیس خانواده باشد، همزمان از این که شخصیت اصلی آن باشد محروم است».
بازاندیشی در اهمیت نقش پدری
نزدیک به سی سال، روانشناسان زیر نفوذ پرقدرت و فراگیر فروید، توجه چندانی به بررسی اثرگذاری شخصیت و رفتارهای پدر در کیفیت فرزندپروری نداشتند. اما افزایش و گسترش مصرف مواد مخدر و الکل، ترک تحصیل، فرار از خانه و مدرسه، بارداری دختران، خشونت و بزهکاری و نیز بالا رفتن نرخ افسردگی و خودکشی در نوجوانان و بزرگسالان، متخصصان حوزه سلامت روان را بر آن داشت تا با حمایت مالی دانشگاهها و مؤسسات علمی به پژوهشهای تجربی دقیق بپردازند. در بین عوامل سببساز فردی، خانوادگی و اجتماعی همچنین اختلالات روانی، فقدان، غیبت و رابطه منفی یا کمرنگ پدر آنطور که در مفهوم احساسی «گرسنگی پدر» هرتزوگ خلاصه شده است، نمایان شد. این یافتههای علمی همراه با اثبات نقش مثبت پدر در سلامت روان، مهارتهای اجتماعی، خویشتنداری در برابر مواد مخدر و برقراری رابطه جنسی زودهنگام و پیشرفت تحصیلی نوجوانان و جوانان، رویکردهای روانکاوی جدید را به «چرخش پدرانه» سوق داده و مفاهیم فرویدی «پدر به عنوان یک مرجع غایب» را به چالش کشیده است.
مشارکت و تعامل مثبت پدران با فرزندان
پس از آنکه معلوم شد پدران نقش مهمی در فرزندپروری دارند، روانشناسان تحولی و عالمان تربیتی بر آن شدند که با مدد مطالعات تجربی ابعاد این نقش را مشخص کنند. لمب و همکارانش نخست ساختار سهمؤلفهای را برای مشارکت پدری پیشنهاد کردند. چند سال بعد پلک و لمب با پژوهشهای روانشناختی دو بعد دیگر را بر آن افزودند و ساختار پنجمؤلفهای مشارکت مثبت را برای تحقیقات روانشناختی و آموزش پدران به صورت زیر مطرح کردند:
۱٫ تعامل مثبت: ارتباط مستقیم و صمیمانه با کودک (به شکل بازی، مراقبت یا سایر فعالیتها)
۲٫ گرمی و پاسخگویی: نحوه ابراز عشق و مجبت پدران به فرزندانشان و همچنین میزان پاسخگویی به واکنشهای آنها
۳٫ مراقبت غیرمستقیم اجتماعی و مادی: فعالیتهایی که پدر برای کودک انجام میدهند (اما نه با کودک) مانند خرید کالا و وقت گرفتن از پزشک
۴٫ نظارت و کنترل: نظارت بر فعالیتهای کودک و مشارکت در تصمیمگیری آنان
۵٫ مسئولیتپذیری فرایندی که تضمین میکند چهار مؤلفه قبلی ارائه شدهاند.
منابع مشارکت پدران
برخورداری پدران از چهار منبع، آنان را نسبت به وظایفی که در قبال فرزندان خود دارند ترغیب و فعال میکند:
الف- انگیزه که از نگرش مثبت به نقش خود ناشی میشود.
ب- اعتمادبهنفس و مهارت
ج- حمایتهای اجتماعی به خصوص از مادر کودک
د- نبودن موانع نهادی به ویژه در محل کار
همانطور که گفتیم فعالیتها و ارتباطهای مشترک پدران با کودکانشان باعث میشود که فرزندان آنها در دوران نوجوانی و جوانی از بسیاری مشکلات روانی و اجتماعی-اخلاقی مصون بمانند. به علاوه مشارکت مثبت پدر با فرزندان برای خود پدران و مادران نیز مفید است و موفقیت شغلی و رضایت زناشویی آنها را در میانسالی رقم میزند.
دهد ثمر ز رگ و ریشه درخت خبر
نهفتههای پدر از پسر شود پیدا (صائب)
جودیت شولتز در مقالهای با عنوان چرا پدران مهم هستند مینویسد: «پزشکان سالهاست که به مردان میگویند سیگار کشیدن، نوشیدن الکل و مصرف مواد مخدر حتی به صورت تفننی میتواند کیفیت اسپرم آنها را کاهش دهد. سلامت کودکان زادهنشده میتواند تحتتأثیر آنچه میخورند، سمومی که جذب میکنند، آسیبهایی که متحمل میشوند، سن آنها و فقر و ناتوانیشان در زمان لقاح قرار گیرد. به عبارت دیگر چیزی که یک مرد باید بداند این است که تجربههای زندگیاش ردپای بیولوژیکی بر فرزندان او میگذارد. حتی شگفتانگیزتر این که آن فرزندان ممکن است این ردپا را به فرزندانشان منتقل کنند.»
در سالهای اخیر دانشمندان این واقعیت که برخی صفات و رفتارهای اکتسابی میتوانند به ارث برده شوند را با روش اپیژنتیک یا فراژنتیک توضیح دادهاند. اپیژنتیک بررسی میکند که چگونه عوامل خارجی و محیط میتوانند ژنها را «روشن» یا «خاموش» کنند بدون اینکه کد ژنتیکی را تغییر دهند. ژنهای ما میتوانند توسط سه عامل خوردنیها و نوشیدنیها، تجربهها و استرسها و مدتزمان زندگی ما روشن یا خاموش شوند.
همه مسئولیم
دانستیم که پدران فراتر از نانآوری، نقش زیادی در رشد و تربیت فرزندان که سرمایههای اصلی و آیندهسازان کشور هستند، دارند. پرسشهای اندیشهسوز آرامشمان را میگیرند:
– آیا پدران به این نقش خودآگاهی دارند؟
– آیا نهادهای آموزشی و فرهنگی حاضرند برای ارائه آموزشهای لازم به پدران همت گمارند و هزینه کنند؟
– آیا دولت و مجلس شورای اسلامی برای حمایت از پدران در بهتر انجام دادن وظیفه خطیر فرزندپروری طرح و برنامه دارند؟
تا زمانی که به پاسخهای عملی و راهگشا برای این پرسشها نرسیم، مقام مرد و پدر را صادقانه ارج نگذاشتهایم.
فراتر از نانآوری
محمود گلزاری :ایرنا
روانشناس و استاد دانشگاه













Sunday, 4 January , 2026